صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 28

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

يكى ديگر از آثار بسيار درخور نگرش دسته دوم كه به تاريخ‌هاى مبتنى بر تاريخ‌نگارى ملوك نيمروز نزديك است ، قصص الخاقانى نام دارد . در واقع قصص الخاقانى نوعى تاريخ همگانى صفويان تا روزگار پادشاهى شاه عبّاس دوم صفوى است . امّا ، به دليل اينكه ولى قلى شاملو مدّت‌ها در دستگاه ديوانى ملوك نيمروز منصب « استيفاء » داشته است « 1 » ، گزارش او از رويدادهاى مربوط به ملوك سيستان بسيار گسترده و همراه با جزئيات درخور نگرشى است و به ويژه به دليل عمده شدن مسئلهء قندهار در اين عصر ، آگاهىهاى باارزشى در پيوند سيستان با مسئلهء قندهار در آن ذكر مىشود . « 2 » به‌نظر مىآيد مىتوان گفت كه ولى قلى شاملو احتمالا بدون اينكه قصد قبلى داشته باشد ، تاريخ‌نگارى ملوك نيمروز را ادامه داده است و با اين كار ، آگاهىهاى پرارزشى دربارهء سيستان ، به ويژه در سال‌هاى پس از آخرين سالى كه گزارش‌هاى احياء الملوك پايان مىپذيرد ، ارائه مىكند . اين تاريخ‌نگارى پس از شاملو ادامه نيافت و سيستان سدهء دوازدهم قمرى / هجدهم ميلادى ، شاهد مورخى مبتنى بر اين سنّت نبود . يا اينكه آگاهىهاى ما دربارهء نسخه يا نسخه‌هايى ديگر ، بسنده نيست .

--> - ( ج . م ) ] گويا اين نسخه منحصر به فرد نيست زيرا نسخه ديگرى از تذكره خير البيان در موزهء بريتانيا وجود دارد . از تذكره خير البيان برمىآيد كه ملك شاه حسين دست كم تا سال 1036 ق / 1626 م حيات داشته است ، گرچه پس از آن از زندگى او خبرى در دست نيست . اين متن توسّط نگارنده ، تصحيح و آمادهء چاپ شده است . ( 1 ) . « در مبادى سن شباب . . . از هرات . . . به دار الزّهاد سجستان افتاد . در آن ولايت شفقت خاص و عام سلاله دودمان ملوك عظام ناصر دين مبين شيعيان كرام . . . حاكم به استقلال كل الكاء زابلستان ملك نصرت خان شامل حال اين بىبضاعت گشته ، منصب استيفاء سركار خويش را به اين غريب ديار وقوف و شعور ، رجوع و مقرر فرمودند . » ( ص 10 ) . ( 2 ) . براى نمونه نگاه كنيد به : تكاپوهاى جنگى ملوك نيمروز كه در صفحه‌هاى 341 به بعد ، 355 ، 358 ، 359 ، 417 ، 366 ، 404 ، 424 ، 473 ، 502 - 503 آمده است و از اهميّت و ارزش نيروى جنگى ملوك نيمروز در كنار نيروهاى دولت مركزى گزارش مىشود . در بخشى از اين تكاپوها خود ولى قلى شاملو كه مستوفى ملك نصرت خان كيانى بوده ، شركت داشته است .